یکی از دلایلی که ما را به دخالت در حریم خصوصی دیگران ترغیب می‌کند، کسبِ لذتِ تسلط و تأیید شدن است. نیاز به دیده شدن و قرار گرفتن در کانون توجه، یکی از مهم‌ترین و محوری‌ترین نیازهای معنوی انسان است. ما انسان‌ها بسیار دوست داریم نظر و عقیده‌مان از سوی دیگران پذیرفته شود. پیام پنهان این پذیرش و تأیید، این است: «من و دیدگاه من از نظر مخاطب مقبول و مطلوب ارزیابی شده است و این بازخورد، حال من را خوب می‌کند.»

مسئله‌ی دیگر، اثر مالکیت است. اثر مالکیت به ما کمک می‌کند تا نسبت به حل مسائل دیگران رویِ خوش نشان بدهیم. زیرا در این شرایط، مسئله‌ی پیش رو، دیگر متعلق به ما نیست و با از بین رفتن فشار ناشی از تصمیم گیری و حل مسئله، جرئت و رغبت پیدا کرده‌ایم تا با مشکلات پیش روی خود زورآزمایی کنیم. به عبارتی، می‌خواهیم به خودمان ثابت کنیم که ترسو، ناتوان و تنبل نیستیم. به همین دلیل، گاهی اوقات شتاب‌زده و بی‌حساب و کتاب، برای حل مسئله‌ی دیگران اقدام می‌کنیم، بدون آنکه بدانیم آیا طرف مقابل مایل است در مسئله‌‌اش دخالت کنیم یا نه؟! به بیان دیگر، هدف پنهان ما از مداخله در مسائل دیگران، به نوعی پاسخ به مسئله‌ی حل‌نشده‌ی خودمان است. در این شرایط، با کاهش ترس و تنش، احساس قدرت بیشتری می‌کنیم و درنتیجه ریسک پذیری بیشتری از خود نشان می‌دهیم.